![]() |
![]() |
|
| عجب رسمی زمونه |
افسوس من با تمام خاطره هایم از خون که جز حماسه ی خونین نمی سرود
خود را چنین حقیر نمی زیست در انتهای فرصت خود ایستاده ام و گوش می کنم:نه صدایی و خیره می شوم:نه ز یک برگ جنبشی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 21:24 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به عزیزانم
|
| پیوندها |
|
تنهايي نا گفته ها """" اس ام اس عشقولانه """" تپل |
|
RSS
|