![]() |
![]() |
|
| عجب رسمی زمونه |
|
شادی کودکانه ات بغض عارفانه ات لبخند مهربانانه ات را بارها در دل، دیوانه وار مرور کردم اما... اما هرگز نفهمیدم که چرا مرگ همواره در کمین خوبان است پس تو را به آن زلالی اشکهایت قسم دستانم را بگیر و مرا به سوی خود ببر و دل تنگیم را پایان ببخش چون مرگ بدین زودیها سراغم نخواهد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 19:14 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به عزیزانم
|
| پیوندها |
|
تنهايي نا گفته ها """" اس ام اس عشقولانه """" تپل |
|
RSS
|