![]() |
![]() |
|
| عجب رسمی زمونه |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 21:3 توسط امیر |
|
|
تنها ترین غریب دنیا
خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــا خیلی سخته اون لحظه ای که میگن بیا برای آخرین بار زنگیتو ببیـــــــــــــــن رفتــــــــــــــــم فقط تونستم یه فریاد بزنم به بلنـــــــــــــــــدای سکوت سکوتی غمبــــــــــــــــــــــار اقیانوسی از اشک تما قلب خستمو پر کرده بود فقط تونستم آروم به قدمهای نگاه کنم که داشت تمام زنگیمو از من دور میکرد خیلی دور فقط یه صدای تمام دل بارونیمو پر کرده بود آخرین خواسته ی اون این بود می گفت نفس بکش ولی دیگه نفسی ندارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 21:1 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 21:0 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به عزیزانم
|
| پیوندها |
|
تنهايي نا گفته ها """" اس ام اس عشقولانه """" تپل |
|
RSS
|