![]() |
![]() |
|
| عجب رسمی زمونه |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 18:6 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 18:4 توسط امیر |
|
|
بيا تا با تو بگويم از هياهوى غريب دل،كه بى پروا تلنگر مى زند بر من ومى گويد به من نزديك نزديكي. به دنبال تومى گردم به سويت پيش مى آيم. چه شيرين است پراز احساس يك خوشبختى نابم. پر از اميد سبز خوب ديدارم. ومى خواهم كه نامت رابه لوح سينه بنگارم. ونجوايي كنم در دل وگويم تا ابد من دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 18:1 توسط امیر |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 18:0 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 17:56 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 17:55 توسط امیر |
|
نه در بیابانم نه تشنه ، اما ... سراب می بینم گیج، سردرگم نمی دانم... به هر سو که می نگرم تو را می بینم ! رحم کنید دیدگان من بر دل تنگم رحم کنید . اشک هایم فاصله ی بین چشمهایمان را فریاد می کند. و تواصوا بالصبر ... با کدامین نفس |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 20:40 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 20:37 توسط امیر |
|
در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق می گردی؟عشق من در آیینه ای است که هر روز در آن مینگری......چشمان تو قبله عشق من است من به آن مینگرم وزیر سایه بان ابروهایت به خواب میروم.خوابی عمیق به عمق اقیانوس. در مهربانی لبهایت خنده می روید. در خمار چشمانت عشق غنچه ترد لبانت را چشیدم و بوییدم گل بلورین تو را تا اعماق وجودم (دوستت دارم ...... عزیزم)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 20:37 توسط امیر |
|
|
من و سنگ صبور شب شده سنگ صبور خونه ی غم شده باز این دل من پر ماتم شده باز این دل من من و تو با دلمون تک و تنها و غریب توی این شهر بزرگ توی این دشت جنون خودمونیم و خدا خودمون و دلمون تو می خوای این دل من خون بشه ، دیوونه بشه ؟ تو میخوای غصه من قصه هر خونه بشه ؟ نمی خوای سنگ صبور اگه از درد دلم با تو شکایت کنم قصه من نامرد و بگم اگه من با تو حکایت کنم دل تو میشکنه چون جام بلور نمی خوام سنگ صبور دل من بی دل تو دیگه تنها می مونه کی قصه افسرد گیسو گوش میکنه ؟ آخه کی اشک اونو پاک می کنه ؟ کی غم و درد اونو تو خاک میکنه؟ شده باز فصل خزون از درختا میریزه برگ طلا آسمون پر غم غرق اندوه و بلا چکنم با غم رسوایی ای دل ؟ چکنم با تب تنهایی ای دل ؟ هی براش قصه میگم قصه غصه میگم که تو ای دل منو دیوونه نکن پرو بالم رو نسوز منو پروانه نکن میبینی هر چی که هس مرگ امیده به خدا حسرت روز سپیده به خدا همه جا رنگ و ریا ، همه چی نقش سراب به گلا دست می زنی خار میشن سبزه ها زیر قدم مار میشن بازوانی که به گرمی تو رو افسون می کنن ، حلقه دار میشن زبونم خسته میشه ، دهنم بسته میشه ولی ای سنگ صبور مگه باور میکنه ؟ میدونی همدم شبهای سیاه دل من عاقبت سر به بیا بون می زاره میرم اونجا صفاست ، میرم اونجا که وفاست میرم او نجا که محرم این سینه خداست
من پر از مهر و وفام تو رو با خود می برم تو رو ای سنگ صبور همه جا تا دل گور همه جا تا دل گور |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 17:29 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به عزیزانم
|
| پیوندها |
|
تنهايي نا گفته ها """" اس ام اس عشقولانه """" تپل |
|
RSS
|