![]() |
![]() |
|
| عجب رسمی زمونه |
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 14:3 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 14:2 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 14:1 توسط امیر |
|
|
نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد، گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش كه او هر دم دم گرم گلويش در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدين سان بشكند شايد سكوت مرگبارم را |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 14:1 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:55 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:55 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:55 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:54 توسط امیر |
|
|
روزهایی نچندان دور .پسری رو میشناختم
ارمنی بود واینطور که میگفتن معتاد چند وقت قبل با یه دختر مسلمون ازدواج کرد ترک کرده بود و اسمشو گذاشتند . ایمان . ولی حالا مرده |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:54 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:53 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:53 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به عزیزانم
|
| پیوندها |
|
تنهايي نا گفته ها """" اس ام اس عشقولانه """" تپل |
|
RSS
|