![]() |
![]() |
|
| عجب رسمی زمونه |
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 20:58 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 20:57 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 20:41 توسط امیر |
|
|
سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی چون همه از نورت استفاده می کنن
ولی اصلا نگات نمی کنن؛
سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 17:56 توسط امیر |
|
|
خسته در حبس زمينم. دوست من يادم کن به نگاهي ، به پيامي، سخني شادم کن
دوست داشتي صدامو بشنوي بيا تو وبلاگم من به يادت حساب باز مي کنم ، شکل ماهت را پس انداز مي کنم هرچند رفيقان مرا ازخاك ره كمترشمارند ولي هر جا كه باشم خاك پاي دوستانم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 17:54 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 20:18 توسط امیر |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 15:24 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 15:22 توسط امیر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 19:11 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 19:6 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 19:5 توسط امیر |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 21:3 توسط امیر |
|
|
تنها ترین غریب دنیا
خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــا خیلی سخته اون لحظه ای که میگن بیا برای آخرین بار زنگیتو ببیـــــــــــــــن رفتــــــــــــــــم فقط تونستم یه فریاد بزنم به بلنـــــــــــــــــدای سکوت سکوتی غمبــــــــــــــــــــــار اقیانوسی از اشک تما قلب خستمو پر کرده بود فقط تونستم آروم به قدمهای نگاه کنم که داشت تمام زنگیمو از من دور میکرد خیلی دور فقط یه صدای تمام دل بارونیمو پر کرده بود آخرین خواسته ی اون این بود می گفت نفس بکش ولی دیگه نفسی ندارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 21:1 توسط امیر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 21:0 توسط امیر |
|
|
اگرنمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي بوته اي در دامنه اي باش ولي بهترين بوته اي باش كه در كناره راه مي رويد اگر نمي تواني درخت باشي ،بوته باش اگر نمي تواني بوته اي باشي، علف كوچكي باش و چشم انداز كنار شاه راهي را شادمانه تر كن اگر نمي تواني نهنگ باشي، فقط يك ماهي كوچك باش ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه! همه ما را كه ناخدا نمي كنند، ملوان هم مي توان بود در اين دنيا براي همه ما كاري هست كارهاي بزرگ و كارهاي كمي كوچكتر و آنچه كه وظيفه ماست ، چندان دور از دسترس نيست اگرنمي تواني شاه راه باشي ، كوره راه باش اگر نمي تواني خورشيد باشي، ستاره باش با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند هر آنچه كه هستي، بهترينش باش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 21:10 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به عزیزانم
|
| پیوندها |
|
تنهايي نا گفته ها """" اس ام اس عشقولانه """" تپل |
|
RSS
|